بهائیان چه كسانی هستند و چه میگویند
نگارش : فریدون كمالی
همه روزه افراد بیشتری با بهائیان محشور میشوند و بالمآل ، می پرسند به ما بگوئید بهائی بودن یعنی چه و چگونه است كه جمعیتی بیش از شش ملیون نفر در اطراف عالم به چنین یگانگی و اتحاد عمیق معنوی دست یافته اند ؟ و چگونه ممكن است مردمانی از فرهنگها ، ادیان و ملیتهای مختلف این چنین با یكدیگر هم عقیده و دوست حقیقی باشند ، و این چنین احساسات زیبای یگانگی و برادری در میان آنها رشد كند ، كه در اطراف و اكناف عالم با خودی و بیگانه ، از اقشار مختلف انسانها ، با مودت و الفت و حتی فداكاری و ایثار ، زندگی كنند؟
منشاء وسیع این همه لطف و محبت به مردم ، و اعتماد عمیق به دوستی و مودت ، و پای بندی جاودانه و بی مثیل ، به صلح و دوستی و برادری بین ملل ، چیست و از كجاست ؟ چطور بهائیان زندگی شخصی خود را با احساس آزادی و شادمانی میگذرانند؟
از آنجائیكه در دیانت بهائی ، افرادی بنام و عنوان راهنمای روحانی ، مانند ادیان دیگر، یعنی كشیش ، خاخام و ملا، با قبا و ردای خاص ، و سلطه و اقتدار مخصوص ، وجود ندارد ، من مایلم آنچه را كه طی سالها عضویت در جامعه بهائی ، آموخته ام ، با شما در میان گذارم .
آنچه را كه اكنون با شما در میان میگذارم ، ذكر اهمیت نكاتی است كه تاثیر عمیق در زندگی من داشته ، و مسیر اعتقادات و رفتار مرا بكلی تغییر داده است . اما اینكه چگونه شما به این اطلاعات بنگرید ، خیلی مهم است . زیرا عكس العمل شما نشان آن خواهد بود كه آیا من به راه درست ، و یا به كج راهه رفته ام؟
برای اینكه بتوانم پاسخ سؤال بهائی بودن یعنی چه را ، بیان كنم ، مثلی میآورم . فرض كنیم من مقابل یك قفسه كتاب ایستاده و دائره المعارف های موجود را نظاره میكنم . شما از من میپرسید ، خوب ، بگو به بینم ، چه مطالبی در دائره المعارف های بهائی نوشته شده است ؟ من به شما میگویم ، در واقع كار آسانی نیست . زیرا مطالب بسیار است ، ولی چكیده این نوشته ها عبارتند از وحدت پروردگار ، وحدت ادیان و وحدت عالم انسان .
وحدت پروردگار :
وحدت پروردگار ، یعنی خالق جهان و آنچه در اوست ، یكی است، مسلما اكثریت عظیمی از جهانیان ، آنرا پذیرفته و عمیقں بدان معتقدند ، اما در عین حال بعلت كثرت زبانها ، در پهنه گیتی، اسامی مختلفی برای خالق یكتا ، ابداع كرده اند ، مانند خدا ، الله ، یهوه و سایر نام هائی كه بدان معتقدند و پرستش میكنند.
این تفاوت نام ها ، در باره خالق یكتا، موجد اختلافات شدید بین مردم جهان گردیده ، لكن در حقیقت اختلاف در بكار بردن یك نام ، در معرفی خالقی كه در اصل ، جز یك حقیقت واحد نیست، نباید سبب اختلاف انسانها شود . و هنگامی كه به این نتیجه رسیدیم كه خالق همة ما ، یك پدر آسمانی است ، آنوقت است كه خواهیم توانست ، همة افراد بشر را مانند یك فامیل ، كه در خانه واحدی كه شامل سراسر كره زمین است زندگی میكنند ، به بینیم .
تمامی كره زمین خانه واحد همه ماست، لكن عقیده همة ما به وجود خالق یكتا كافی نیست. ما باید بدانیم كه مقصد خداوند از خلق ما چه بوده است ؟ اما ، آیا ممكن است ما كه مخلوق او هستیم، حقیقت خالقی را كه ، بوجود آورنده ما و تمام گیتی است ، در یابیم ؟ آیا آنچه كه مخلوق است ، میتواند به حقیقت و ذات خالق خود پی برد ؟ این مانند آنست كه فرض كنیم از یك تابلو نقاشی بخواهیم ، خالق و هنرمندی كه اورا به وجود آورده بشناسد. و یا از مقصد بوجود آوردن تابلو آگاه شود. بنابراین توانائی ما در درك عمیق از خالق عالم وجود ، و حقیقت خلقت او ، محدود است و مقصد از خلق ما ، برایمان چندان روشن نیست به قول ملای روم :
روزها فكر من اینست همه شب سخنم كه چرا فارغ از احوال دل خویشتنم
ز كجا آمده ام ، آمدنم بهر چه بود به كجا میروم آخر به نمائی وطنم
معهذا اگر ما به نحوی مقصد پروردگار را در یابیم ، خواهیم توانست با هم آهنگی موزون تر ، بین خود ودیگران ، بسر بریم. و كمتر هراس و نگرانی و شك و تردید ، در زندگی داشته باشیم. پس باید دید چه راهی برای رهائی از این عوامل منفی زندگی ، وجود دارد.، و چگونه میتوان از حقیقت و مقصد باریتعالی آگاه شد ؟
اگر به تاریخ بشر مراجعه كنیم ، جوابمان را در خواهیم یافت. هر از چند گاه ، یكبار ، در تاریخ بشر ، افرادی ، با پیامی امید بخش ، و با الهامات غیبی ، بشریت را رهنما گردیده ، كه در نتیجه ، ملیونها افراد بشر ، طی قرون متمادی ، با ایمان به رهنمود های آن مربیان یزدانی ، راه زندگی سعادت بخش خود را پیموده اند .
مسیحیان ، مسیح را به عنوان راهنمای حقیقی ، برای زندگی پیروی میكنند . بودایی ها ، معتقدند كه بودا ، راه راستین حقیقت را به مردم جهان ، در عصر خود نشان داده است . یهودیها ، موسی را قانونگذار راه حقیقی میدانند . مسلمانان محمد را پیامبر حق می شناسد. هندوان ، كریشنا را راهنمای طریق معنوی ، و مذهب راستین میشمارند و زرتشت ، كلید خرد را به پیروان خود هدیه نمود . هر پانصد یا هزار سال ، كم وبیش ، یكی از این نفوس برگزیده ، در میان مردم جهان ، ظاهر میشوند ، تا مردم روی زمین را به عالم والاتری ، از راستی و حقیقت سوق دهند .
اكنون صد ها ملیون افراد بشر خود را به عنوان بودایی، مسیحی، مسلمان ، هندو یا یهودی و زرتشتی ، در جهان میدانند. وقتی به آثار و نوشتجات این ادیان بزرگ مراجعه می كنیم ، مشابهت های زیادی در كتب و نوشتجات آنها می یابیم . یك اصل مشترك اینست كه، هیچكدام از این پیامبران ، خود را مبدء و منشاء مطالبی كه اظهار میدارند نمیدانند . بلكه خود را حامل پیام خداوند می خوانند .
در انجیل ،عهد عتیق ، بیان شده كه فرشته خداوند از ورای بوته ای از آتش ، بر موسی نمودار و كلام خدا را به او آموخت . در انجیل ، عهد جدید ، عیسی میگوید ، من هیچ چیز از خود نمیگویم. آنچه را كه پدر آسمانی به من آموخت به شما میگویم. ، محمد نیز وحی خداوندی را در بالای كوهی ، از فرشته جبرئیل ، دریافت و آن الهامات بتدریج ، قرآن را بوجود آورد .
وحدت ادیان :
نكته مهم دیگر آنكه ، همه ادیان و منادیان كلام پروردگار ، به مردم دنیا اعلام و تائید كرده اند ، كه آنها اولین پیامبر خدا نبوده و آخرین آنها نیز نمی باشند. بلكه یك حلقه از حلقات بهم پیوسته و دائمی پیامبران خداوند ، و مربیان بر گزیده او هستند ، كه برای بندگان او در اعصار مختلف زندگی انسانها ، بر این كره خاك ظاهر شده اند .
عیسی گفت اگر شما به موسی مؤمن بودید ، به من هم باید مومن می شدید .زیرا كه او در كتاب خود ، وعدة آمدن مرا به مردم داده است . كریشنای بزرگ ، در فصل « بگا وô گیتا» از كتاب مذهبی هندو میگوید « برای حفظ درستی و راستی در جهان ، و نابود كردن بد كاران و رواج تقوی و ایمان ، در هر عصری به اقتضای زمان ، مجددا متولد خواهم شد. محمد گفت ، من همان آدم پیامبر ، همان نوح پیامبر ، همان موسی و همان مسیح هستم .
بهائیان معتقدند ، كه ادیان ، كه توسط پیامبران ، از طرف پروردگار واحد ، تأسیس شده اند ، دلیلی ندارد كه آنها به هم مربوط نباشند ، ویا تعارضی و تناقضی با یكدیگر داشته باشند . به آنها نباید به عنوان كتب متفاوت نظر كرد ، بلكه باید آنها را فصول مختلف یك كتاب دانست كه توسط خداوند یكتا تألیف ، و هر فصل آن كتاب در زمانی متفاوت ، برای افراد بشر ، توسط پیامبران ارسال گردیده است .
با هر فصل جدیدی از این كتاب ، خداوند ، مرحله جدیدی از بلوغ انسان را نشان میدهد ، كه پیامبر جدید به جامعه بشر هدیه میكند . بهائیان عقیده دارند كه هیئت كلی اجتماع انسان ، به همان درجه از كمال میرسد ، كه ما هریك منفردا بدان میرسیم . افراد انسانی از مرحله طفولیت به صباوت و از آن به مرحله جوانی ارتقا می یابند، و با رشد انسان به درجات مختلف ، نیاز او به كسب اطلاعات عمیق تر ، دانائی وسیع تر و بلوغ فكری والاتر ، بیشتر میشود .
در دبستان ، هر قدر به آموزش ادامه میدهیم دانش بیشتر میآموزیم. از كلاس اول و كلاس دوم و سوم ، بالاتر و بالا تر میرویم . در سال پنجم و ششم ، خیلی مطالب و موضوعات پیشرفته تر از كلاس اول را ، كسب میكنیم . و این نه بخاطر این است كه معلم سال پنجم ، خیلی با هوش تر از معلمین سالهای قبل بوده است، بلكه بخاطر پیشرفت فهم و استعداد ما برای فراگیری مدارج بالاتر علم بوده است . و این در جمیع موارد حوائج انسانی ، مصداق دارد .
هریك از این پیامبران ، در دوران متعدد از پیشرفت عالم انسان ، ظاهر شده ، و دستورات و راهنمائی های جدید ، متناسب با پیشرفت زمان ، و نیاز جامعه جهانی را ، ارائه میدهند . مسیح به طور روشن ، آنچه را كه در كتاب انجیل نقل شده ، برای مردم زمان خود بیان نموده ، تاكید كرد ، كه خیلی مطالب دارم كه مایلم با شما در میان گذارم ، اما شما تحمل شنیدن آنرا نخواهید داشت . هنگام ظهور آن ” روح حقیقت” تمام آن حقایق روشن خواهند گردید »
این روش استمراری كلام پروردگار ، وتغییر احكام به تناسب زمان ، و استعداد نفوس ، طی هزاران سال ، بدون توقف ادامه داشته است .. این معلمین كتب پروردگار ، و این پیامبران یزدانی ، یك اصل دیگری را هم كه قبلں ذكر شد ، تائید مینمایند و آن اصل یگانگی ادیان است.
وقتی برای یافتن معنی كلمه وحدت و یگانگی ، به كتاب لغت مراجعه می كنیم در مییابیم ، كه آنرا به عنوان وحدت فكر و احساس معنوی مساوی ، معنی میكند . هریك از این پیامبران ، مقصد و هدف خود را در اتحاد و نزدیكی هر چه بیشتر افراد بشر ، با خالق یكتا ، و پی بردن به منظور وهدف او ، از خلق بشر، ذكر كرده ، و وظیفه خود را راهنمائی بشر ، به آن مقصد اعلی دانسته اند.
آیا حقیقتں ، این مهمترین و با اهمیت ترین واقعه زندگی امروز افراد بشر نمیبود ، اگر این نقشة زیبای پروردگار ، بار دگر ، در زمان ما تجدید ، و راهنمائی های لازم را ، كه برای مقابله با چالش هائی كه امروزه ، با آنها روبرو هستیم دریافت میداشتیم ؟
بهائیان معتقدند كه ، حقیقتں دورانی جدید ، در تاریخ بشر پدیدار گشته ، و چون احتیاجات عصر جدید متفاوت از آنچه است كه ، در اعصار وقرون پیشین بوده است ، در این دور ترقی و تكامل نیز ، برای علاج مصائب و مشكلات معنوی و اجتماعی نوع انسان ، احتیاج به دستورالعمل های نوین ، و راه حل های جدید و متناسب با زمان كنونی داریم كه با پیدایش شارع دیانت بهائی ، تأمین گردیده است .
یكی از شاخصه های اعتقادات بهائی اینست كه ، بهائیان به عیسای مسیح و موسی و محمد و بودا ، كریشنا و زرتشت نیز ، اعتقاد داشته ، و یك احساس پیوستگی ، با پیروان آن مذاهب دارند .
وحدت عالم انسان :
زمانی كه دختر من به جامعه بهائی پیوست ، اظهار داشت ، من احساس نمیكنم دیانتم را تغییر داده ام ، بلكه فكر میكنم افكارم توسعه یافته ، و اعتقاداتم پیشرفت و تكامل بیشتری یافته است . دیگر نمیتوان در این جهان ، با اختلاف و عدم اتحاد ، ادامه زندگی داد . تمركز افكار در اختلافات بین افراد بشر ، و عدم علاقه و اقدام در طریق صلح و اتحاد ، ما را جز به خرابی و اغتشاش و جنگ و نیستی ، نمی كشاند . باید كوشش كنیم مانند یك فامیل در پهنه گیتی ، زندگی آرام و صلح آمیز داشته باشیم .
وحدت عالم انسان باید محور كلیه كوشش های ما افراد بشر باشد . بهاءالله میگوید ،كه ما باید افراد بشر را ، مانند برگهای یك شاخسار ، و میوه های یك درخت به بینیم . او میگوید، انسان جز یك نژاد ، و آنهم نژاد انسانی نیست . ما همه اعضا و اجزاء این نژاد هستیم . وحدت انسان، بمعنی شباهت كامل افراد بشر ، به یكدیگر نیست ، بلكه مقصود ، وحدت افكار ، عواطف و نیاّت است.
به عنوان بهائی ، منظر و مقصد نهائی ما ، تاسیس وحدت و اتحاد حقیقی عالم انسان است. و این امر در تاریخ بشر بی سابقه بوده ، و شبه و مثلی نداشته است . به همین دلیل ، بهاءالله ، این وحدت را ، « صلح اكبر » نامیده است . این منظر و مقصد شریف را ، نه تنها برای این روز ، وعده داده ، بلكه راهها و وسائل وصول به چنین صلحی را ، كه موعود همه انبیا بوده است نیز ، تدارك دیده و تمهید نموده است . او اظهار داشت : اكنون وقت آن رسیده است كه، افراد بشر فردں و جمعں ، لزوم یك طرح جدید ، برای جامعه بشر ، و تغییر اساسی در افكار عمومی را درك نموده ، به معنی واقعی یگانكی بشر و وجوب قطعی آن ، پی برده و سعی كامل در بدست آوردن آن ، در سطح جهان نمایند .
بهاءالله ، موكدں از ما میخواهند ، كه تعصبات مختلف از هر نوع را ، كنار گذاریم . نه تنها در مورد آنچه را كه ما تعصب قومی و نژادی مینامیم ، بلكه تعصبات مذهبی و طبقاتی و فرهنكی را نیز ، باید از خود دور نمائیم . ما باید فكر را منحصر و متمركز در نقاط مشترك ، بین افراد بشر كرده و نكات مورد اختلاف را نادیده بنگریم .
بهاءالله ، در برانداختن و محو جنگ و خونریزی ، تںكید اكید مینماید . زمانی كه بهاءالله این پیام را ، به كلیه رؤسا و سران دول و ممالك مهم جهان می فرستاد ، جنگهای داخلی آمریكا ، هنوز ادامه داشت .
بهاءالله ، نه تنها منظر دلپذیر یك صلح جهانی را تصویر نمود ، بلكه به نحو روشن وخاصی چگونگی وصول و استقرار ملكوت ایزدی بر روی پهنه زمین را ، كه موعودجمیع پیامبران است نیز ، معین و اعلام نمود . بهاءالله میگوید : اكنون زمان آن رسیده است ، كه عالم انسان بیش از هر زمان دیگر ، به یك تحول جدید اجتماعی ، و تفكر فردی نیاز دارد ، تا حقیقت یگانگی انسان ها و وحدت عالم انسان را در یابد ، و در این راه تمام كوشش خود را در پهنه گیتی ، در همه ابعاد آن مبذول دارد.
نظامی نوین :
بهاءالله ، با اشاره به تعرضات مدنی و اجتماعی ، كه در نظامهای موجود در همة كشورها وجود دارد ، انتشار نظام جدید بهائی ، و انتشار جهانی آنرا نوید داده است . و اضافه كرده است ،كه با ورود جهانیان به این عصر جدید ، سیستم های كهنه و فرسوده سیاسی ، دیگر نیازهای بشریت را ، تأمین نمیكنند ، و جهانیان باید به رهنمود های این نظام جدید ، توجه كنند .
بهاءالله ، الگوی جدید این نظام ، كه بخاطر جهانی بودن ، ساده و عملی بودن آن ، مورد توجه همة متفكران واقع شده است را ارائه داده ، و اظهار میدارد ،كه شما میتوانید در كشمكش كنونی در هر كشوری ، با هر سابقه فكری و اجتماعی كه باشید ، بهائیان را به بینید ، كه در كمال دوستی، هم فكری و هم آهنگی ، در اطراف و اكناف جهان ، با یكدیگر مانند یك خانواده جهانی ، عمل میكنند .
از شهرهای بسیار بزرگ و كوچك ، در قاره آمریكا گرفته ، تا شهر ها و قصبات كوچك سرخ پوستان گوایمی ، در جنگلهای پاناما ، از اوكراین گرفته ، تا قصبات كوچك اندو، از جزایر اقیانوس آرام گرفته ، تا جنوب آفریقا و قاره هندوستان و ماوراء آن ، بهائیان با كمال دوستی و یگانگی و محبت و همكاری با یكدیگر ، زندگی میكنند .
بنا بر آماری كه دائره المعارف معتبر بریتانیكا ، انتشار داده است ، دیانت بهائی را ، چه از لحاظ انتشار و چه از لحاظ پیشرفت درسطح جهان ، دومین دیانت ، بعد از دیانت مسیحی ، محسوب كرده است . اگر سیستم دیانت بهائی را ، چه با مقیاس محلی و چه با مقیاس جهانی آن ، به سنجید، مشاهده میكنید كه چگونه این الگوی عملی ساده ، برای فردای جامعه جهانی ، عمل خواهد كرد .، و این خود ، دلیل كاملں قانع كننده ای از بصیرت غیر قابل تصور بهاءالله ، شارع دیانت بهائی ، در جهت ایجاد و تأسیس یك جهان متحد فرداست .
برای وصول به این مقصد عالی بهاءالله در قدم اوّل ، تعلیمات عمومی جهانی را پیشنهاد مینماید . و به این مضمون اظهار میدارد : نادانی و عدم وجود تعلیم وتربیت ، و فرهنگ ضعیف ، موجد جدائی و نا برابری مردمان میگردد . هر طفل باید حرفه ای بیاموزد . هنری فرا گیرد . هر فرد باید تجارتی پیش گیرد . بطوریكه هر عضو جامعه بشری ، بتواند مصارف زندگی خود را تأ مین كند .
بهاءالله ، فعالیت های روزانه را ، شریف دانسته و تمجید كرده است . و بخصوص تاكید كرده است كه هنگامیكه این فعالیت ها ، به نیت خدمت به جامعه باشد ، بالا ترین نوع عبادت محسوب میشود . همواره با تعلیم و آموزش ، مسؤلیت میآید ، و با آن ، امتیاز تحقیق و جستجوی حقیقت، به ما عنایت می گردد ، و ما را از مراجعه به دیگران ، برای تعلیم گرفتن و شناخت حقیقت ، باز میدارد.
در دیانت بهائی افراد خاصی بعنوان كشیش خاخام و ملا ، وجود ندارد . هر زن و مرد بهائی ، پیر یا جوان ، با مسؤلیت و موقعیت مساوی ، در یك محیط آزاد و مساعد ، اطلاعات و آموخته های لازم را بدست میآورد . تا دانش و برداشت عمیق هدف انسان از زندگانی در این جهان را، در یابد ، و در فهم امور مادی و معنوی هر دو ، عمیقں تجسس و بر رسی كند و رشد نماید.
علاوه بر این ، شارع آئین بهائی ، طرق جدید و ابتكاری ، بجهت نگاه به اعتقادات مذهبی و علمی ، ارائه میدهد و میگوید : علم و دین باید مكمل یكدیگر ، و با هم توافق داشته باشند. چه كه هریك از آنها وسیله ای خاص ، برای دریافت حقیقت رموز و اسرار عالم خلقت هستند ، و نباید تعارضی با یكدیگر داشته باشند. در غیر این صورت ، یكی از آنها ، نا درست بوده و احتیاج به اصلاح و تغییر دارد .
تساوی حقوق زنان و مردان :
یكی از تعلیمات مهم شارع آئین بهائی كه در اواسط قرن نوزدهم (1800) میلادی ، زمانیكه مرد سالاری ، در جامعه خاورمیانه ، دست قوی و بالائی داشت ، تأثیر عمیق و مهمی در عالم بشریت بوجود آورد ، اعلام حكم تساوی حقوق زن و مرد بود ، كه به دنیا پذیرش آن را تںكید نمود . در آن موقع ، در هیچیك از جوامع بین المللی ، هنوز به زنان ، حق شركت در انتخابات داده نشده بود . نه در كشور آمریكا ، و نه هیچ كشور دیگری ، چنین پیشرفتی به عرصه وجود آمده بود .اولین كشوری در جهان ، كه برای نخستین بار به زنان حق انتخاب داد ، نیوزیلند (زلاند نو) ، در سال 1893 میلادی بود . و این واقعه یكسال پس از درگذشت شارع دیانت بهائی (1892) ،صورت گرفت .
امروز ما میتوانیم دریابیم كه ، بهره و ثمره این حكم متعالی ، كه در دیانت بهائی اعلام گردید ، و به زنان تساوی كامل حقوق اعطا نمود ، و به آنان فرصت داد تا در همه امور جهانی مشاركت نموده و بطور مساوی با مردان عمل نمایند ، چه مزیت هائی در جامعه بشری بوجود آورده ، و چگونه از این طریق ، زنان موفق شدند ابتكارات و افكار نوین خود را ، در جوامع جهانی عرضه كنند . و تشویق شوند كه استعدادات فطری و عملی خود را ، توسعه داده ، تكمیل نمایند .و در امور و مشاكل جامعه جهانی ، منشاء ثمرات و اثرات بسیار مثبت عملی باشند
تعلیمات بهائی ، علاوه بر حل مسائل جهانی كه پیشنهاد مینماید ، گنجی از رهنمودهای فراوان، در جهت مسائل زندگی روزانه و خانوادگی ، در محتوای آثار بهائی وجود دارد، همچنین ، برای حل مسائل بین المللی ، راه حل های بسیار روشن ، به خصوص در جهت تأمین صلح جهانی ، و خوشبختی خانوادگی ، در نوشتجات و آثار بهائی وجود دارد ، كه هم در رهنمونی زندگی روزانه بشر و هم برای تأمین و وصول به اهداف معنوی ، در جهت سعادت بشری و صلح وسلام صادر گردیده است .
دانستن و عمل كردن به این دستورات و تعالیم ، مرا از هر گونه نگرانی ، هراس و تشویش ، از ناهنجاری های اجتماع حفظ میكند . تا با فراغ خاطر و اطمینان قلبی، در اجتماع پر از مشاكل و آلودكی های جهانی ، زندگی كنم . همچنین عمل به این اصول ، تعلیمات و دستورات متعالی ، به من قوت و شوق كامل میدهد ، تا امور زندگیم را با شوق و آزادی فكری مثبت تری پیش ببرم.
این جزوه كوچك ، كمتر از آنست كه بتواند عمق آرمانهائی را كه در آثار بهائی به ودیعه گذارده شده ، بیان كند . من نویسنده ، طی سی سالی كه به جامعه بهائی پیوسته ام ، كاملں به معنای این گفتار پی برده ام ، كه معنی بهائی بودن ، این نیست كه شما به هدف رسیده اید ، بلكه معنای آن اینست كه شما در ابتدای راه هستید ، و موافقت كرده اید كه در این راه قدم بر دارید و پیش بروید .
به عبارت دیگر ، شما به یك سفر دلپذیر قدم گذارده اید، كه طی آن ، برای رشد و ترقی معنوی خود ، این تعلیمات متعالی را ، توشه سفر خود ساخته و شما در خواهید یافت كه در این سفر معنوی تنها نیستید، بلكه با احساس یگانگی كه تجربه كرده اید ، با دیگر دوستانی كه، به تمهیدات شما پیوند معنوی دارند ، در یك سفر معنوی با روح اتحاد قدم گذارده اید، شما فرصت های فراوانی خواهید داشت كه معنای واقعی بهائی بودن را بیشتر دریابید.
برگرفته از :
http://www.negah28.info/index.php?option=com_content&task=view&id=932&Itemid=24