هوالله
خداوندا ،
اولیای مخلصین مبتلای ظلم و ستم معاندینند .
تو نجات ده .
و احبّای آن جمال مبین ، چون اغنام مظلوم در چنگال گرگان جهول وظلومند .
تو رهائی بخش .
عندلیبان گلشن تقدیس در بین جغدان گلخن مکر و تدلیس نالانند .
تو بفریاد رس .
و دلبران پریروی امر نازنین در کید اهریمنان جور و جفایند .
تو آزاد فرما .
اگر چه بلا عین عطا است ،
ولی قلوب اهل ولا ارّق از نسیم صبا .
اگر چه ظلم اعداء منادی امر اعظم ابهی است ،
اما تن های بی تاب و توان احبّاء خسته سهام مترادفه اهل بغضاء .
بنده آستانش شوقی
|
+|
نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 8:42 بعد از ظهر  توسط مهرداد
|